کاش بودی لعنتی !
ژانویه 28, 2011
دست می برم به حافظه
سفید می شود نیمکت توی پارک
سفید می شود درخت
سفید می شود
زمین ،
دست هات
و ردّ ِ قدم هات گم می شود لای برف خیابان
تار می شود گیجی ِ گلوم
و سُر می خورد روی گونه ها
یخ می زند نُک ِ انگشت هام و …
حالا اگر «جنون بتراوم از لن ترانی «
یا
بمیرد حافظه
کجا را بالا بگیرم گیج و
ببارم به آسمانی که تو نباشی ؟!
ببارم به آسماني كه تو نباشي عالي بود اين تيكه ش خوشمان آمد .كمرنگي اين روزا
آدرس وبلاگ جدیدت رو برام بزار اگر هنوز به اینجا سر می زنی گمت کردم من