آمدم …

اکتبر 12, 2010

» همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می اُفتد … «

» فروغ «

9 پاسخ به “آمدم …”

  1. mandalays گفت

    سلام
    این دوماه آموزشی با تمام گند و نکبت و بدبختی ش تموم شد و من اومدم .
    از همه ی دوستانی که جای خالیم رو سبز نگه داشتن ممنونم و مشتاق سر زدن به تک تک تون .
    گفتم اولین مطلب بعد این دوماه رو از فروغ بذارم چون فقط حال و هوای شعر هاش بود که منو از اون منجلابی که توش گیر کرده بود حتی برا چن لحظه می کشوند بیرون .
    به زودی بازم اینجا مثل سردرش سبز ِ سبز ِ سبز میشه . قول !

  2. میچیکو گفت

    به به!پس حسابی مرد شدی و برگشتی!!!!
    خوش اومدی دادا.دلمون واست تنگ شده بود.

  3. زروان گفت

    درود بر ماندالایز
    خوش اومدی جات خالی بود رفیق

  4. سپیده گفت

    به به خوش اومدی و خسته نباشی! چه شروع خوبی با فروغ:)

  5. سارا گفت

    خوش اومدی …. حس می کنم اذیت شدی اما امیدوارم محکم تر شده باشی

    وقتی کامنتت رو دیدم خیلی خوش حال شدم دلم واسه این جور نوشتنت تنگ شده بود

  6. واااای سلام ماندالایز عزیز
    خوبی؟؟؟؟
    چقدر خوشحالم که آمدی… خوش آمدی پسر….
    بازگشت پیروزمندانه ت رو از دوران آموزشی واقعا تبریک می گم!!!!
    منتظرم.. بی صبرانه منتظرم برای پست هات.
    وااای چقدر خوشحالم……………

  7. حیاط خلوت گفت

    سلام
    من آدرس خونه مو عوض کردم. توی گودر و این گوشه که لطف کردی لینک کردی تغییرش بده

    http://www.hayaat-khalvat-blog.blogspot.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.